سفارت جمهوري اسلامي ايران - برلين

متن سخنراني سفير جمهوري اسلامي ايران در آلمان در كنفرانس مشترك معلمان ايران و آلمان

(25 آبان 1388)

ارتباطات فرهنگي و انساني به عنوان پايه‌اي محكم براي روابط سياسي و اقتصادي”

 

به نام آن كه جان را فكرت آموخت

رابطه و تعامل بين ايران و آلمان در ابعاد مختلف سياسي، اقتصادي و فرهنگي، فعال و حتي فعال‌تر از رابطه بين ايران و ديگر كشورهاي اروپايي است. اما رابطه‌اي كه با همت دوستان بنياد كونيگين لوييزه در چند سال گذشته شكل گرفته، داراي صميميت، شيريني و لطافت، و در عين حال اهميت خاصي است‌. زيرا يك نمونه كامل از ارتباط خودجوش مردم با مردم است. كساني كه در اين ارتباط، نقش اصلي را دارند، دانش‌آموزان و معلمان هستند و اين دو صنف از اقشار جامعه هستند كه در واقع نقش مهمي در شكل‌دهي ساير اقشار و صنوف اجتماع دارند.

در نتيجه ارتباط اين اقشار، ارتباط بين دو جامعه و مردم برقرار مي‌شود. سياستمداران و مديران اقتصادي نيز برنامه‌هاي ارتباطي رسمي دو كشور را با پيروي از اين ارتباط تنظيم مي‌كنند كه خود موجب برقراري يك رابطه با استحكام و تأثيرناپذير از عوامل منفي بيروني و دشمني‌هاي تحميلي از سوي عواملي كه خيرخواه اين دو جامعه نيستند مي‌شود.

اين بر خلاف رابطه بين كشورهايي است كه صرفاً بر اساس خواسته گروهي از سياست‌مداران شكل مي‌گيرد و مردم نقش چنداني در اين ارتباط ندارند. در نتيجه، با تغيير سياست‌مداران و يا سياست‌ها و يا دخالت عوامل بيروني، اين نوع رابطه دچار نوسان شديد مي‌‌شود.

رابطه ايران و آلمان كه حدود پنج قرن است كه برقرار شده، هميشه همراه با ذهنيت مثبت اقشار مختلف مردم دو جامعه از يك‌ديگر بوده است. آلمان در پنج قرن گذشته بر خلاف تعداد زيادي از كشورهاي غربي نقش استعماري و سوءاستفاده سياسي و فرهنگي در مورد ايران نداشته است. به خصوص در يك قرن گذشته، آلماني‌ها از طريق كالاها، شركت‌ها و دانشگاه‌هاي خود در توسعه اقتصادي و فني ايران حضور فعالي داشته‌اند و اين دو موضوع از علل ذهنيت مثبت مردم ايران از آلمان است. آلماني‌ها نيز به نقش ايران به عنوان مهد تمدن بشري و به مردم ايران به عنوان مردمي صاحب عالي‌ترين فرهنگ و هنر، و انسان‌هايي باهوش، با محبت، و مهمان‌نواز احترام گذاشته‌اند. كشور و حكومت ايران از نظر مردم و سياست‌مداران آلمان به عنوان كشوري بسيار مهم تلقي مي‌شود كه در مقايسه با ديگر كشورهاي منطقه خاورميانه، آسياي مركزي و آسياي غربي در سياست جهان تأثيرگذار است و داراي قدرت الهام‌بخشي به مردم منطقه و خصوصاً جهان اسلام است.

مردم ايران و آلمان، مهم‌ترين فاكتور را در ارزش‌گذاري به يك‌ديگر، فاكتور ارزش‌هاي انساني مي‌دانند. ارزش‌هاي انساني موجب تفاهم فرهنگي است. و تفاهم فرهنگي پايه محكمي براي روابط است. احترام ايرانيان به آلماني‌ها فقط به دليل كيفيت كالاهاي آلماني نيست، بلكه آشنايي بسياري از ايرانيان با آلمان به دليل ترجمه اكثر كتب مهم فلسفي آلماني، از گوته، كانت، هگل، شلاير ماخر، ماكس وبر، اصحاب حلقه فرانكفورت و امثالهم به فارسي، دليل مهم اين احترام است.

احترام آلماني‌ها به ايران نيز نه فقط به دليل امپراتوري ايران باستان و ايران پس از اسلام است، بلكه پس از آن‌ كه انديشه‌ها و اشعار حافظ توسط گوته، و نه رهبران سياسي و ديپلمات‌هاي وزارت خارجه و يا شركت‌‌هاي تجاري، به آلماني‌ها معرفي شد، اين احترام نيز بيش‌تر شد.

كاري كه بين بنياد كونيگين لوييزه و ارگان‌هاي فرهنگي و آموزش و پرورش كشورمان صورت مي‌گيرد، با هدف تعميق همين احترام فرهنگي است. وقتي گروه نمايشي كودكان و نوجوانان از اصفهان به برلين مي‌آيند و در اين مدرسه برنامه اجرا مي‌كنند، يا چند سال پيش كه گروه موسيقي از ايران در اين مدرسه برنامه اجرا نمود، يا وقتي كه دانش‌آموزان ايراني و آلماني در منازل آلماني و ايراني ميهمان مي‌شوند، و يا زماني كه معمان ايراني و آلماني گرد هم مي‌آيند تا با ديدگاه‌هاي تربيتي يك‌ديگر آشنا شوند، همه اين‌ها در جهت جلب احترام ايرانيان و آلماني‌ها به امتيازات انساني يك‌ديگر است. در جهاني كه به علت بي‌عدالتي اجتماعي، تبعيض اقتصادي، تكبر سياسي و دروغ‌گويي رسانه‌اي، مردم به يك‌ديگر بدبين مي‌شوند و از هم فاصله مي‌گيرند، و همين موضوع صلح و پيشرفت را به خطر مي‌اندازد، هر حركتي در جهت نزديك‌ كردن جوامع به يك‌ديگر قابل ستايش است.

البته اين امر فقط از طريق دانش‌افزايي اقشار مردم، گفتگوي آن‌ها با يك‌ديگر، و شكستن انحصار گفتگو در بين برخي مقامات سياسي و اقتصادي امكان‌پذير است. مقامات سياسي، اقتصادي و حتي رسانه‌ها وقتي علاقه و احترام مردم جوامع به يك‌ديگر را مي‌بينند، ناچار مي‌شوند از تهمت و دروغ و كلك زدن به يك‌ديگر دست بردارند. در آن زمان، ديگر به بهانه اختلاف نظر سياسي نمي‌توان به يك كشور اتهامات دروغين زد.

به همين دليل نيز، حركت‌هايي كه با هدف نزديك كردن مردم صورت مي‌گيرد، دچار مخالفت‌هاي اصحاب قدرت مي‌شود. اخبار دروغي كه در مورد برپايي همين كنفرانس منتشر شد، نمونه‌اي از اين تلاش‌ها است.

با توجه به اين كه اين جلسه بين معلمان دو كشور برقرار مي‌شود، در پايان مفيد مي‌دانم كه براي حضار محترم، ديدگاه ايرانيان در مورد معلم و علم‌آموز، كه برگرفته از دينشان است، را بيان كنم.

پيامبر اسلام مي‌فرمايند:

- كسي كه در راهي رود كه در آن دانشي جويد، خدا او را به راه بهشت مي‌برد و فرشتگان و اهل زمين براي آن دانش‌جو آمرزش مي‌طلبند.

- عالم بر عابد برتر است و برتري او مانند برتري ماه شب چهارده بر ستارگان است.

- علما وارث پيامبرانند. زيرا پيامبران پول و طلا به جاي نمي‌گذارند، بلكه دانش به جاي مي‌گذارند. هر كه از دانش ايشان بهره مي‌گيرد، بهره فراواني برده است.

امام علي (ع) نيز از حضرت عيسي (ع) نقل مي‌كند:

همانا سزاوارترين مردم براي خدمت، عالمان هستند. شما پس از من در ميان مردم و به علما تواضع كنيد. بناي علم و حكمت به وسيله تواضع ساخته مي‌شود نه تكبر.

در انتهاي سخنراني، مايلم از آقاي گروتر و همسر ايشان به خاطر چند سال تلاش صميمانه تشكر نمايم. از آقاي اولي، مدير مدرسه كونيگين لوييزه نيز به خاطر اهتمام و تلاش براي دادن درسي انساني و محبت به مخالفان كه برگرفته از تعاليم حضرت عيسي (ع) و حضرت محمد (ص) است، تشكر مي‌‌كنم. از وزارت خارجه آلمان و سفارت آلمان در تهران نيز كه به برپايي اين برنامه كمك كردند تشكر مي‌نمايم.